مناجات ایام فاطمیه با صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه
رفته از دستم حساب جـمعههای انتظار هر سحر یابن الحسن گفتم به پای انتظار میشمارم روزها را، فصل همعهدی کجاست؟! ندبه میخوانم به شوقِ گفتنِ «مهدی کجاست» نـالـۀ یابن الحـسن! برگـرد بر روی لبم پُر شده از حسرت دیدار او روز و شبم میرسد او با سپـاهی از شهـیدانِ بـسیج دیدنی خواهد شد آن ایام، طـوفان بسیج ملت مستضعـف دنیا به حـقـّش میرسد عاقبت یک جمعه هم مولا، به حقّش میرسد چارده قرن، این جدایی، درد تنهایی بس است یک نفس تعبیر این رؤیای زهرایی بس است وعدهی حقّ خدا وقت مشخص میرسد جـمـعـۀ آزادی بیـت الـمـقـدّس میرسـد میرسد تا که ببیند شور و شوق لحظه را میرسد تا که بـگـیـرد انتـقـام غـزه را حضرت صاحب زمان! ای حضرت قائم! بیا انـتـقـام کـوچـۀ سـرخ بـنـی هـاشـم! بـیا هر غریبی در زمـانه داد زد: مهدی بیا مادرت در کوچهها فریاد زد: مهدی بیا فاطمیه آمده، ای روضهخوان! روضه بخوان از گل پژمردهحالِ نیمهجان، روضه بخوان کوچه در کوچه نماند و تا دل گودال رفت میخ شد خنجر، به روی حنجری بیحال رفت شیعۀ مهدی! عزای سخت بانو را بخوان فـاطـمـیـه آمده از داغ عـاشـورا بخوان مـادری افـتاد که حالا تنی تـسخـیـر شد پیکری افتاد در گودال و خواهر، پیر شد |